تبليغاتX
باید سلام کرد به گسترده زیستن

باید سلام کرد به گسترده زیستن

وبنوشتهای علیرضا فولادی

اخبار سه‌گانی را در اینجا بخوانید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 1:18  توسط علیرضا فولادی 


سلام به همه‌ی دوستان نازنین!


این پست هم فوق‌العاده است و فقط برای اطلاع‌رسانی:


پس از برگزاری نشست چهارم سه‌گانی‌پردازان، دوستان گرامی دیدگاههای خود را برای بهبود روند کار سه‌گانی عنوان کرده‌اند. این دیدگاهها را به قلم پاییز رحیمی بخوانید در:

اینجا

همچنین برخی یاران سه‌گانی‌ در نمایشگاه کتاب امسال به عرضه‌ی مجموعه‌شعرهای خویش همت گماشته‌اند (که یک بخش بعضی از آنها سه‌گانی و سه‌پاره است)، از جمله:

1. فصل بی پرنده: مریم صابری، تهران، نشر داستان، چاپ اول، 1390.

2. نغمه‌‌های باران: مژده زیان، انتشارات مهرغزال، چاپ اول، 1389.

3. نیمکتی در ذهن پاییز: مژده ژیان، انتشارات مهرغزال، چاپ اول، 1390.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:2  توسط علیرضا فولادی 


سلامی فوق برنامه به شما دوستان مهربان!

ضمن سپاسگزاری از همه‌ی صاحب‌نظران و سه‌گانی‌پردازان و شاعران و دانشجویان ارجمندی که در نشست سه‌گانی‌پردازان شرکت داشتند یا امکان شرکت نیافتند و با تشکر ویژه از دکتر محمدرضا تقیدخت و دکتر سید مهدی طباطبایی، گزارش این نشست را به قلم یکی از دانشجویان گرامی و با ویرایش بنده بخوانید و  تصاویر مربوط نیز افزوده خواهد شد:


چهارمین نشست سراسری سه‌گانی‌پردازان، با موضوع «چگونگی زبان در سه‌گانی»، روز جمعه اول اردیبهشت‌ماه، در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران برگزار شد.

در این نشست که با استقبال صاحب‌نظران و شاعران سه‌گانی همراه بود، ابتدا دکتر علیرضا فولادی، در باره‌ی موضوع نشست به سخنرانی پرداخت و با بیان این نکته که طی حدود دو سال، بیش از 100 شاعر وبلاگ‌نویس باتجربه و جوان به سرودن سه‌گانی روی آورده‌اند، گفت:

در هایکوهای ژاپنی، زبان اهمیت درجه‌ی دوم دارد و اهمیت درجه‌ی اول، از آن بیان روابط بازیافته میان اجزای طبیعت است؛ در سه‌گانی نیز اگرچه زبان، این اندازه بی اهمیت نیست، باز بیان کشف و اتفاق شاعرانه حرف اول را می‌زند و برای این منظور کاربرد آرایه‌های لفظی، باید در حد معتدل و مبتنی بر معناآفرینی  باشد.

دکتر فولادی در ادامه‌ی سخنان خود چنین اظهار داشت:

کاربرد زبان ساده و در عین حال، استوار، یکی از اصول هفتگانه‌ی سه‌گانی است و برای رعایت این اصل، لازم است سه‌گانی‌پردازان اولا از کاربرد واژگان کهن بپرهیزند و زبان امروزی داشته باشند و ثانیا در کاربرد آرایه‌هایی مانند تلمیح که  نوعی کهن‌گرایی محتوایی و مانع درک سریع غرض اصلی سه‌گانی است، با احتیاط برخورد کنند.

پس از دکتر فولادی، خانم پاییز رحیمی از سه‌گانی‌پردازان دلیجان و آقای حجت‌الله کرمی، از سه‌گانی‌پردازان اراک، به بیان پاره‌ای دیدگاههای خود در باره‌ی آسیبها و چالشهای پیش روی سه‌گانی پرداختند و سپس دکتر محمدرضا تقیدخت، از صاحب‌نظران شعر معاصر،  در باره‌ی ضرورتهای حرکت سه‌گانی‌پردازی گفت:

یکی از این ضرورتها تببین دقیق مفهوم سه‌گانی  است تا نگاه بیرونی به این حرکت، تقویت شود و دیگران بدانند که چنین حرکتی، حساب‌شده پیش می‌رود. برای نمونه با این که شاعران شعر حجم انگشت‌شمار بودند، چون کار همین عده‌ی معدود حساب‌شده بود، توانستند به ماندگاری برسند.

دکتر تقیدخت، در ادامه‌ی سخنان خویش، دو ضرورت دیگر حرکت سه‌گانی پردازی را چنین برشمرد:

دیگر این که اصول هفتگانه‌ی سه‌گانی، باید مورد نقد و تنقیح قرار گیرد، تا جایی که حدود سه‌گانی را دقیقا روشن سازد و این کار نیاز به تدوین شیوه‌نامه‌ی جامع و مانع برای سه‌گانی دارد.

و سرانجام این که، حرکت سه‌گانی باید به فضای ادبی کشور راه یابد و لازمه‌ی این کار، ورود اخبار و گزارشها و مطالب مربوط به سه‌گانی در خبرگزاریها و رسانه‌های کشور است و این کار، صدای سه‌گانی را که صدای متمایز و ممتازی است به گوش همگان خواهد رساند.

در ادامه‌ی نشست، که با اجرای خانم زهرا ابومعاش، از سه‌گانی‌پردازان تهران همراه بود، خانم زهرا حیدری از سه‌گانی‌پردازان رشت، آقای نادر عبدالوند از سه‌گانی‌پردازان دورود، خانم الهه تاجیک‌زاده آریایی از سه‌گانی‌پردازان پیشوا و خانم معصومه‌سادات میرجعفری از سه‌گانی‌پردازان تهران به خواندن سه‌گانی پرداختند و مورد تشویق حاضران قرار گرفتند.

نشست سراسری سه‌گانی‌پردازان، با پرسشهای چند تن از حاضران در باره‌ی چگونگی تقطیع مصراعها در سه‌گانی موزون و وجه تسمیه‌ی سه‌گانی و تفاوت آن با نوخسروانی و پاسخهای دکتر علیرضا فولادی و آقای نادر عبدالوند و آقای محمد قلی‌نسب از سه‌گانی‌پردازان رفسنجان، به این پرسشها پایان یافت. آقای عبدالوند در پاسخ به یکی از این پرسشها، سه‌تایی بودن مصراعها در سه‌گانی را امری متکی بر فلسفه‌ی ذهن دانست و نمونه‌های سه‌مصراع‌گویی را در ضمن شعرهای بلند برخی شاعران نیمایی‌پرداز معاصر نشان داد.


همین گزارش را در خبرگزاری ایسنا بخوانید از:

اینجا

و:

اینجا

و از صفحه‌ی 16 روزنامه ابتکار روز 9 اردیبهشت‌ماه بخوانید در:

اینجا



اینک گزارش تصویری نشست:
































+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 0:1  توسط علیرضا فولادی 


سلام یاران مهربان!

ایام بهاری‌اتان به کام!


این پست را به مناسبت نشست اول اردیبهشت سه‌گانی‌پردازان، یک هفته زودتر خدمتتان تقدیم می‌کنم. خوشبختانه سه‌گانی تاکنون توانسته است در شعر معاصر جایگاه نخستین خود را به دست آورد. این روزها شاهد آغاز حرکتی از سوی منتقدان در نقد فنی سه‌گانیهای دوستان سه‌گانی‌پردازمان بوده‌ایم که دو نمونه از این نقدها در:

اینجا

و

اینجا

یافتنی‌ست. همچنین برای تنوع، شما را دعوت می‌کنم به خواندن غزلی زیبا از پاییز رحیمی در:

اینجا

و اما بعد، این پست را نیز با چند سه‌گانی و یک غزل و یک نیمایی همراهم باشید:


اول: شش سه‌گانی


(1)

دل به نوروز و کهنه‌روز مبند!

تا زمانی که سالها خوره‌اند،

عیدها ماهیان  ِ دلهره‌اند.


(2)

هرچند می‌گویند

با موجهای پاک ِ دریا همسفر بوده‌ست،

مرداب، تا وقتی که مرداب است، آلوده‌ست.


(3)

جا به جا آتشی برقرار است،

تا سیاوش چه اندیشه دارد؛

مرگ در ذهن ما ریشه دارد.


(4)

دوباره پیر سبزپوش گلفروش

به سرزمین ما رسید؛

بهار با عصا رسید.


این هم دو سه‌گانی «پست‌مدرن» دیگر:


(5)

زندگی، صحنه‌ی نبردی که...؛

عابران، محو برج میلاد و

روی آسفالت، نعش  ِ مردی که....


(6)

باز، هرروز  ِ لعنتی  ِ دو «تن»...؛

یک نفر داد می‌زند در تو،

یک نفر جیغ می‌کشد در من.


دوم: یک غزل


این غزل را زمانی برای دانشجویان فارغ‌التحصیل خویش در یکی از دوره‌های تحصیلی گفته‌ام و اکنون تقدیمش می‌کنم به همه‌ دانشجویان فارغ‌التحصیلم در همه‌ی دوره‌های تحصیلی:


ای پرندگان شاخسار من

بی‌ شما چه می‌شود بهار من


بی شما که لحظه لحظه مانده‌اید

بین لحظه‌های بی‌شمار من


ای مسافران روزهای خوب

دور می‌شوید از کنار من


می‌روید و رو به من نمی‌کنید

هرچه سوت می‌کشد قطار من


از شما که دل نمی‌کنم ولی

رفتن و رساندن است کار من


دست کم برای من دعا کنید

یادتان همیشه یادگار من


سوم: و یک نیمایی


خواب دیدم در آسمان خیال

شاد و آزادم

هرچه هرجا را

زیر پر دارم


صبح برخاستم

                  خدای بزرگ!

بالشم پر بود

از پریهای بالدار قشنگ

اینک اما آه

بال‌وپرهای مرده‌ی بی‌رنگ


یادم آمد که این پریها را

چند سال است زیر سر دارم


با دلی اینچنین گناه‌آلود

رشک بردم به بی‌گناهی سنگ


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 23:58  توسط علیرضا فولادی  | 


سلام به همه‌ی دوستان خوبم!

پیشاپیش فرارسیدن بهار را به شما شادباش می‌گویم و برایتان در سال نو، بهترینها را از درگاه ایزد بخشنده‌ی بخشاینده خواستارم.

چنان که می‌بینید، شیوه‌ی خبررسانی در باره‌ی سه‌گانی را برای سال جدید تغییر داده‌ام و آن را به عهده‌ی وبلاگی دیگر، پیوست همین وبلاگ با عنوان «تازه‌های سه‌گانی» نهاده‌ام و دلیلش نیز، دور شدن از شلوغیهای اینجاست. لینک ثابت وبلاگ تازه، فعلا در رأس مطالب این وبلاگ باقی خواهد ماند. امیدوارم روزی وبسایت سه‌گانی جای همه‌ی اینها را بگیرد.

همچنین مجددا مطالب این شماره‌ی وبلاگ را - البته باز چند روزی زودتر - در دو پست جداگانه می‌آورم: پست پایین به نوشتاری پیرامون سه‌گانی اختصاص دارد و پست بالا، یعنی همین پست هم به:

اول: خبری در باره‌‌ی مجموعه‌مقالات سه‌گانی

مجموعه‌مقالات مبانی سه‌گانی، نوشته‌ی نویسنده‌ی وبلاگ، به وسیله‌ی  سرکار خانم فاطمه‌سادات حسینی گردآوری شده است که فایل پی‌دی‌اف آن در نشریه‌ی ادبی حوا قابل دسترسی می‌باشد.

دوم: نشست سه‌گانی‌پردازان

چهارمین نشست سه‌گانی‌‌پردازان، با موضوع

چگونگی زبان در سه‌گانی

برگزار می‌شود:

زمان: جمعه یکم اردیبهشت 1391، ساعت 10 تا 12 پیش از ظهر.

مکان: تهران، خیابان کارگر شمالی، خیابان شانزدهم (شهید فرشی‌مقدم)، پارک علم و فناوری دانشگاه تهران(پردیس شمالی)، ساختمان شماره‌ی 1، اتاق جلسات.

علاقه‌مندان به شرکت در این نشست، حضور خود را با کامنت خصوصی در همین وبلاگ اطلاع دهند تا امکان برنامه‌ریزی برای پذیرایی فراهم آید.

سوم: سپاسگزاری

در طول هفته‌های گذشته، دوستان بزرگوار زیر لطف فرمودند و مجموعه‌شعرهای تازه و ارزشمندشان را برایم ارسال نمودند و با شعر و شعور زلالشان اوقاتم را خوش داشتند که بدین وسیله از محضرشان صمیمانه سپاسگزارم:

1. دکتر بهادر باقری: مجموعه‌شعر «شهر بی‌شهرزاد»، تهران، سخنوران، چ 1، 1390.

2. فریبا یوسفی: مجموعه‌شعر «تا روح تنهای تن‌ها»، تهران، سوره‌ی مهر، چ 1، 1390.

3. محمدتقی قشقائی: مجموعه‌شعر «خلسه‌ی چنارها»، ورامین، واج، چ1، 1390.

چهارم: شش سه‌گانی

(1)

سالهای عمر ما تمام،

انتظار و انتظار...؛

در کدام سال می‌رسد بهار؟


(2)

یکباره خاکسترنشین شد،

گلنغمه‌ی بلبل درآورد؛

ققنوس ما کاکل درآورد....


(3)

آرام  ِ آرامم،

مانند سنگی در دل ِ کوهی؛

ای کاش اندوهی...!


(4)

رفتن همیشه یا افقی یا عمودی است،

گاهی نه رفتن است که تندیس رفتن است،

آنسان که در نمایش ماشین دودی است.


(5)

یک نهنگ پیر

می‌کند شنا

روی ماسه‌ها....


یک سه‌گانی «پست‌مدرن»

تقدیم به فاطمه اختصاری

(6)

تخت آنکارد، اتاق یک‌نفره،

شیشه‌ی قرص خواب و مردی که...؛

باز یک اتفاق یک‌نفره!

پنجم: یک چهارپاره

چهارپاره‌ی زیر، یادگار ایام جوانی من (زمان جنگ) است و تنها به همین دلیل، هنوز دوستش دارم و شاید شما هم از آن خوشتان بیاید. نخستین چاپش در کیهان فرهنگی، سال پنجم، شماره 7 (پیاپی 55)، مهرماه 1367، صفحه‌ی 46 یافتنی‌ست:

وقتی که عشق نیست تو گویی که هیچ نیست

دل مثل یک غروب غمین است و گوشه‌گیر

بر شاخه‌های کاج، صفیر پرندگان

گم می‌شود میان نفیر کلاغ پیر


وقتی که عشق نیست هیاهوی کودکان

پتک غمی‌ست بر سر احساسهای خواب

از برکه‌ها نسیم  ِ نموری نمی‌وزد

بسته‌ست چشم پنجره‌ها دور از آفتاب


وقتی که عشق نیست سکون سایه‌گستر است

پای کسی به گرد سواران نمی‌رسد

در شهر ریشه‌ها شروشور عطش به پاست

دست کسی به دامن باران نمی‌رسد


وقتی که عشق می‌رسد از پشت غصه‌ها

با کوله‌باری از نفس گرم زندگی

دیگر سری به جیب تفکر نمی‌رود

در خشکسال عاطفه از شرم زندگی


وقتی که عشق می‌رسد از پهنه‌ی افق

همراه با طبیعت بارانی‌ بهار

من می‌شوم کویر عطشناک لحظه‌ها

او می‌شود نوازش دستان جویبار


وقتی که عشق می‌رسد از هرکجا که هست

گلرقص گرم عاطفه آغاز می‌شود

از چشم خاک، چشمه‌ی خورشید می‌دمد

پای ستاره‌ها به زمین باز می‌شود


در این بهار سرخ که گل کرده شور و شوق

در نغمه‌های عاطفه‌بار پرندگان

با عشق همسفر شده‌ایم و روانه‌ایم

تا وسعت کرانه‌ی سرسبز کهکشان


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 0:5  توسط علیرضا فولادی  | 


یک ترجیح

سه‌گانی بهتر است بر وزنهای رباعی و دوبیتی سروده نشود، به سه دلیل:

1. احترام به استقلال رباعی و دوبیتی

2. جلوگیری از عرضه‌ی رباعیها و دوبیتیهای ناقص به عنوان سه‌گانی

3. ورود به جهان ویژه‌ی سه‌گانی.

با این حال، این، یک ترجیح بیش نیست و  هرگاه در وزنهای رباعی و دوبیتی نیز خلاقیتی صورت گیرد، آنها هم می‌توانند برای سرودن سه‌گانی به کار بروند:

خندید، دو دندان طلا پیدا شد؛

ترسیدم؟ هه!

جادوگر پیر در دهانم جا شد.

(فریبا شیروانی)

تو تابستانی، اما من بهارم؛

مرا کمتر بسوزان!

ببین! طاقت ندار...م....

(علیرضا فولادی)

البته نگارنده شخصا بیشتر ترجیح می‌دهد از این دو وزن در این باره استفاده نکند.


دو اختیار

سه‌گانی‌پردازان می‌توانند برای هر سه مصراع سه‌گانی موزون، قافیه به کار ببرند. با این وصف، این شاخه از سه‌گانی، دارای دو فرم بیرونی اصلی دیگر خواهد شد که عبارتند از:

1. کلاسیک با طرح قافیه‌ی یک - دو - سه:

در کار تو آمدن جدایی‌ست،

آن‌گونه که رفتن آشنایی‌ست؛

ماهیت ماه، خودنمایی‌ست.

(علیرضا فولادی)

2. نیمایی با طرح قافیه‌ی یک - دو - سه:

از بس که گردآلود هر خاکیم

هرچند بر خاکیم

انگار در خاکیم

(علیرضا فولادی)

البته سرودن هیچ شعری نباید متکلفانه باشد و از آنجا که تعمد سه‌گانی‌پردازان به سرودن  دردو فرم یادشده، احتمال تکلف دارد، این دو فرم را اختیاری قلمداد می‌کنیم و به هر حال، آنها جزو فرمهای اصلی سه‌گانی موزون خواهند بود.

بر این پایه، شمار فرمهای بیرونی اصلی و فرعی  هشتگانه‌ی سه‌گانی موزون، به ده فرم  زیر افزایش می‌یابد:

فرمهای بیرونی اصلی:

1. کلاسیک با طرح قافیه‌ی یک - سه.

2. کلاسیک با طرح قافیه‌ی دو - سه.

3. کلاسیک با طرح قافیه‌ی یک - دو - سه.

4. نیمایی با طرح قافیه‌ی یک - سه.

5. نیمایی با طرح قافیه‌ی دو - سه.

6. نیمایی با طرح قافیه‌ی یک - دو - سه.

فرمهای بیرونی فرعی:

7. کلاسیک با طرح قافیه‌ی یک - دو.

8. کلاسیک بدون قافیه.

9. نیمایی با طرح قافیه‌ی یک - دو.

10. نیمایی بدون قافیه.


سه عیب

در سرودن سه‌گانی موزون تا کنون با سه عیب زیر مواجه بوده‌ایم که لازم است سه‌گانی‌پردازان از آنها بپرهیزند:

1. بسته‌شکنی

یعنی گسستن مصنوعی یک مصراع، برای پدید آوردن دو مصراع سه‌گانی:

نه سایه‌ی تو

نه سایه‌ی من؛

این ظهر، جهنمی‌ست روشن.

(فریبا شیروانی)

چینش درست مصراعهای شعر بالا، یک دوگانی به صورت زیر پدید می‌آورد:

نه سایه‌ی تو، نه سایه‌ی من؛

این ظهر، جهنمی‌ست روشن.

نمونه‌ای دیگر در این باره:

مشتهای آسمانکوب قوی

رس...وا شدند؛

سکه‌ها پیدا شدند.

(ناصر ولی‌محمدی)

چینش درست مصراعهای شعر بالا، باز یک دوگانی به صورت زیر پدید می‌آورد:

مشتهای آسمانکوب قوی رس...وا شدند؛

سکه‌ها پیدا شدند.

تبصره: برخی وزنها مانند مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن خاصیت دوگانه دارند و هم می‌توان دو بخش آنها را از هم گسست و در دو مصراع قرار داد و هم می‌توان آن دو بخش را به هم پیوست و در یک مصراع قرار داد و ذوق شاعر برای این منظور حرف آخر را می‌زند:

سفر به خیر! مسافر! خدا به همراهت!

ولی دوباره بیایی،

دو چشم و یک دل زخمی نشسته در راهت.

(نادر عبدالوند)

تقطیع مصراع اول این نمونه می‌توانست چنین باشد:

سفر به خیر! مسافر!

خدا به همراهت!

و تقطیع مصراع آخر آن نیز چنین:

دو چشم و یک دل زخمی

نشسته در راهت.

ولی ذوق شاعر، هر دو بخش این دو مصراع را پیوسته پسندیده است و بی‌گمان نظر خوانندگان هم، همین را بیشتر می‌پسندد.

2. شکسته‌بندی

یعنی پیوستن مصنوعی دو مصراع، برای پدیدآوردن یک مصراع سه‌گانی:

باد می‌وزید، شاخه‌ای شکست؛

آمدم،

شاخه‌ی شکسته را به شاخه‌ای دگر گره زدم.

(علیرضا فولادی)

مصراع اول این نمونه، از پیوستن دو مصراع پدید آمده است و چینش دیگرگونه‌ی مصراعهای آن، یک چهارگانی به صورت زیر پدید می‌آورد:

باد می‌وزید،

شاخه‌ای شکست؛

آمدم،

شاخه‌ی شکسته را به شاخه‌ای دگر گره زدم.

تبصره:  وزن فاعلات ... فاعلن/ فع، خاصیت دوگانه دارد؛ یعنی امکان شکسته‌بندی در آن به طور طبیعی زیاد است و از این رو، بیشتر مورد استفاده‌ی سه‌گانی‌پردازان قرار می‌گیرد. با این حال، بهتر است این وزن، اولا برای سرودن سه‌گانی کمتر به کار برود و ثانیا هرگاه برای این منظور به کار رفت، شمار شکسته‌بندیهای آن تا آنجا که ممکن است، کمتر باشد:

سالهای عمر ما تمام،

انتظار و انتظار...؛

در کدام سال می‌رسد بهار؟

(علیرضا فولادی)

این شعر، هم به صورت بالا قابل تقطیع است و هم به صورت زیر و بنابراین، خاصیت دوگانه دارد:

سالهای عمر ما تمام،

انتظار و انتظار...؛

در کدام سال

می‌رسد بهار؟

نمونه‌ی دیگر در این باره:

هی مگو که زاغ قارقار می‌کند!

تو زبان زاغ را نخوانده‌ای؛

عاشق است و یاریار می‌کند.

(محمدشریف سعیدی)

با امکان تقطیع به صورت:

هی مگو که زاغ

قارقار می‌کند!

تو زبان زاغ را نخوانده‌ای؛

عاشق است و یاریار می‌کند.

البته شاعر می‌توانست با حذف واژه‌ی زاغ از مصراع اول سه‌گانی، کلا امکان تقطیع آن مصراع را منتفی سازد:

هی مگو که قارقار می‌کند!

تو زبان زاغ را نخوانده‌ای؛

عاشق است و یاریار می‌کند.

3. کاربرد وزن دوری:

کاربرد وزن دوری برای سه‌گانی، درست نیست، چه، هر مصراع وزن دوری، قابل تقطیع به دو مصراع جداگانه و براین‌پایه سه‌گانی پدیدآمده نیز، ناگزیز دارای عیب شکسته‌بندی خواهد بود:

من می‌درانمت، با پنجه‌ی هوس؛

تصویر می‌کنم، روح دریده را؛

من شاعرم، نترس!

(انسیه رجب‌زاده)

در دو مصراع اول و دوم این شعر، وزن دوری به کار رفته است و از این رو، سه‌گانی نیست، بلکه پنجگانی‌ست و چینش درست آن، چنین:

من می‌درانمت

با پنجه‌ی هوس،

تصویر می‌کنم

روح دریده را؛

من شاعرم، نترس!

 نکته: با آنچه گذشت، می‌توان یگانی و دوگانی و چهارگانی و پنجگانی را لبریخته‌های سه‌گانی دانست و بنابراین هرگاه پس از سرودن یک سه‌گانی، با عیبهای بالا مواجه شدیم، باید در آن مورد خاص، التزام به تقطیع سه‌سطری شعر را کنار بگذاریم و مصراعها را درست تقطیع کنیم و خلاصه پدیدآمدن این لبریخته‌ها را هم غنیمت بشماریم:

افتاد...

عکس دست تو

روی لب فرات.

(علی کاملی)

این شعر، که تقطیع سه‌سطری دارد، درواقع یک یگانی‌ست به صورت زیر:

افتاد...عکس دست تو روی لب فرات.

و نهایتا چینش زیر را برمی‌تابد:

افتاد...

         عکس دست تو

                             روی لب فرات.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 0:2  توسط علیرضا فولادی 


سلام یاران مهربان! سلامی جاودان!

این بار نیز، به شوق شما دو روز زودتر آمدم. این پست را هم چندان شلوغ نمی‌کنم و برای این که زیاد وقتتان را نگیرم، یکراست می‌روم سر اصل مطلب:


اول: اطلاع‌رسانی

خوشبختانه این روزها اخبار و مطالب پیرامون سه‌گانی، به‌سرعت در فضای مجازی بازتاب پیدا می‌کند. گوشه‌ای از این بازتابها را ببیند در:

سایت شعر یار

و

سایت گنگ خواب‌دیده

و

سایت نشریه‌ی ادبی حوا

و

سایت شعر ناب

و

سایت ایران انج

و

سایت لینکزن

و

سایت دستچین


همچنین علاقه‌مندان به مباحث فرهنگی می‌توانند گفتگوی مرا با ادیب فقید، استاد علی اصغر فقیهی، از اینجا و نوشتار مرا با عنوان «گریز از روزمرگی در شعر؛ نگاهی به فلسفه‌ی تاریخ و تحول ادبی» از اینجا بخوانند.


دوم: هفت سه‌گانی

(1)

آنچنان عاشقم که همواره

روی او را در آب می‌بینم؛

من نخوابیده خواب می‌بینم.


(2)

جاده از دور پیداست؛

کوچه‌ها غرق در بوق و کرنا،

جاده تنهای تنهاست.


(3)

در راههای روشن لاهوت

جنبنده‌ای نبود،

جز تار عنکبوت.


(4)

جهان، میوه‌ی باغ ناسازگاری‌ست؛

بخوان ریشه‌ها را تو - ای برگ! -

زن از زندگی، مرد از مرگ....


(5)

بر مزار جوانی نوشتند:

مرگ باقی‌ست،

زندگی اتفاقی‌ست.


(6)

عکاس را رها کن!

نقاش را رها کن!

آیینه را صدا کن!


(7)

ما که خود، مترسکیم،

قصه‌هایمان گناه می‌کنند

چهره‌ی کلاغ را سیاه می‌کنند.

پ.ن: این سه‌گانی، به صورت بداهه، برای همنوایی با مضمون شعری از شاعر ارجمند، سرکار خانم الهه تاجیک‌زاده سروده شد. بخوانید در: اینجا.


سوم: اخبار سه‌گانی

وبلاگ «سه‌گانی» با هفت سه‌گانی برگزیده از معصومه عیسی‌وند به روز است در:

اینجا

و سه‌ سه‌گانی سپید تازه از  رضوانه سخنگو بخوانید در:

اینجا

و سه‌گانی تازه‌ی نسرین تهرانی را در:

اینجا

و ادامه‌ی سه‌گانیهای نوروزی بابک حسین‌زاده را بخوانید در:

اینجا

و وبلاگ ایشان نیز با یک سه‌گانی به روز است در:

اینجا



+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 0:1  توسط علیرضا فولادی  | 


و الهه تاجیک‌زاده، وبلاگ «در حریم سه‌گانی» را با دو سه‌گانی و یک نیمایی پیرامون سه‌گانی و زندگانی به روز کرده‌اند، در:

اینجا
و سه‌گانیهای سپید انوش سلامی را بخوانید در:و سه‌گانی تازه‌ی بهمن نشاطی را بخوانید در:و سه‌گانیهای تازه‌ی سمیه صوفی را بخوانید در:وسه‌گانیهای نوروزی بابک حسین‌زاده را بخوانید در:
و سه‌گانی تازه‌ی نسرین تهرانی را بخوانید در:

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 1:33  توسط علیرضا فولادی 


شماره‌ی جدید سایت آنات را با آثاری از سه‌گانی‌پردازان بخوانید، در:

اینجا

و پیوستن سید مهدی افضلی را به جمع پسران سه‌گانی بخوانید، در:و رضوانه سخنگو نیز با چند سه‌گانی سپید به روز است، در:و پیوستن نسرین حیایی تهرانی را به جمع سه‌گانی‌پردازان بخوانید، در:و پیوستن بابک حسین‌زاده برجویی را به جمع سه‌گانی‌پردازان بخوانید، در:و سه‌گانی پرسپولیسی رسول قجاوند را بخوانید، در:

========================


حجت‌الله کرمی
وبلاگ «کلمه‌ها» را با سه سه‌گانی سپید به روز کرده‌اند، در:
و نوشتار کوتاه نوخسروانی‌سرای ارجمند، علی عباس‌نژاد را با عنوان «تفاوت نوخسروانی و سه‌گانی» بخوانید، در:و پیوستن میلاد فدوی را با یک سه‌گانی سپید به جمع‌ سه‌گانی‌پردازان بخوانید، در:و سه‌گانیهای بابک حسین‌زاده را از وبلاگ «یک نیستان ناله...» بخوانید، در:و سه‌گانیهای تازه‌ی مژده ژیان را بخوانید در:و سه‌گانیهای سپید تازه‌ای از رها کبیری بخوانید در:و سه‌گانی تازه‌ی سید حسین دادخواه را بخوانید در:

========================

وبلاگ دکتر محمدرضا راثی‌پور با چند سه‌گانی تازه به روز است در:
و سه‌گانیهای تازه‌ی سمیه صوفی را بخوانید در:
و نخستین سه‌پاره‌ی بابک حسین‌زاده را بخوانید در:و سه‌گانی تازه‌ی بهمن نشاطی را بخوانید در:و سه‌گانیهای موزون و سپید تازه‌ی انسیه رجب‌زاده را بخوانید در:و سه‌گانی تازه‌ی زهرا ابومعاش را بخوانید در:

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 0:44  توسط علیرضا فولادی 



سلام همیشگی به شما دوستان مهربانم!

از خداوند منان می‌خواهم همواره خوب و خوش باشید!

گاهی تصمیمها به هر دلیل پیش نمی‌روند، مثل این پست وبلاگ ما که دقیقا سر وقت، بر اثر قطعی اینترنت به تعویق افتاد. پوزش مرا بپذیرید.
این بار، مطالب را در دو پست جداگانه قرار می‌دهم تا هر که، هر کدام را خواست بخواند. مطلب اول که در پست پایین می‌آید، نخستین بار، اجمالی از «بوطیقای سه‌گانی سپید» را با نمونه‌ها پیش روی علاقه‌مندان می‌گذارد. مطلب دوم نیز که ذیل همین مقدمه می‌آید، طبق معمول، شعر است و اخبار سه‌گانی. امیدوارم بپسندید.

اول: بداهه‌نوازی در دستگاه پاییز

گاهی دوستان لطف می‌کنند و با پیامک برایم شعر می‌فرستند. چندی پیش، شاعر ارجمند، سرکار خانم پاییز رحیمی نیز شعری به نام «مترسک» فرستادند و زیبایی آن شعر، ذوق ما را برانگیخت و در همان لحظه بداهه‌ای به نام «آدمک» سرودیم و برای ایشان فرستادیم. شاید یک هفته بیشتر طول نکشید که هم مترسک 2 و 3 و هم آدمک 2 و 3 از همین راه پدید آمد. می‌دانم که شعر بداهه بی‌ایراد نیست، اما با کسب اجازه از محضر پاییز عزیز، مترسکها و آدمکهای سه‌گانه را در اینجا می‌آورم:

مترسک (1)
در تمام سال

خنده بر لب داشت

مثل من هرگز نمی‌پنداشت

خنده‌های روی لبهایش

واقعیت نیست

طرح نقاشی‌ست
(پاییز رحیمی)

آدمک (1)

در تمام سال

با کلاهی روی چشمانش

گریه‌هایش را نهان می‌کرد

آدمک هرگز نمی‌دانست

از زمین هم گاهگاهی ناله می‌خیزد

آسمان هم گاهگاهی اشک می‌ریزد

مترسک (2)
در تمام روز

چشمهایش را نمی‌بندد

پس چرا بر شانه‌هایش آن کلاغ پیر

دانه‌ها را می‌خورد، آنگاه

قار و قار و قار می‌خندد
(پاییز رحیمی)

آدمک (2)
در تمام روز

دستهایش باز

آدمک در ذهن خود هر روز

می‌رهد از خاک

با کلاغان می‌کند پرواز


مترسک (3)
در تمام سال

پاسبان یک زمین خشک و خالی بود

بینوا هرگز نمی‌پنداشت

دشمن این خاک

نه کلاغ و نه گراز و نه...

آفت این خاک


خشکسالی بود
(پاییز رحیمی)

آدمک (3)
در تمام سال

بر صلیب خویش جان می‌داد

آدمک هرگز نمی‌دانست

جسم او بود آن صلیب نابهنجارش

وآن مسیحا بودنش هم بوی نان می‌داد



دوم: پنج سه‌گانی

(1)

پس دلت کجاست؟

ای که سر زدی!

آمدی، ولی نیامدی.


(2)

سراب پشت سرابی؛

تو - ای حضور غیابی! -

خودت کدام نقابی؟


(3)

سقف ریا همیشه نفسگیر است؛

در یک فضای باز

می‌خوانمت - نماز! -


(4)


پیش آن درنگ ِ دور،


مانده‌ام کدام یک فراتر است:


عشق یا غرور؟


(5)


تا چشم بر هم می‌گذاریم،


پر می‌زند عشق؛


«گاهی، فقط گاهی به ما سر می‌زند عشق».


پ.ن: مصراع سوم این سه‌گانی، وامی‌ست از شاعر ارجمند، سرکار خانم نسرین حیایی تهرانی.

سوم: اخبار سه‌گانی

وبلاگ «خرابات مغان» علی کاملی
با سه سه‌گانی تازه به روز است، در:
و سه‌گانی تازه‌ی عارفه دهقانی را بخوانید، در:
و پیوستن پروین عابدی را با چند سه‌گانی سپید و موزون به جمع سه‌گانی‌پردازان بخوانید، در:و سه‌گانیهای سپید تازه‌ی الهه تاجیک‌زاده را بخوانید در:و پیوستن آلاله جنیدی (12 ساله) را به جمع سه‌گانی‌پردازان بخوانید، در:و زهرا حیدری نیز، وبلاگ «زائر آتش» را با یک سپید و یک سه‌گانی به روز کرده‌اند، در:و وبلاگ «سه‌گانی» هم با برگزیده‌ی سه‌گانیهای دکتر محمدرضا راثی‌پور به روز شد، در:و سه‌گانیهای تازه‌ی رضوانه سخنگو را بخوانید، در:
و وبلاگ انسیه رجب زاده نیز با چند سه‌گانی به روز است، در: و سه‌گانیهای تازه‌ی مژده ژیان را بخوانید، در:
و سه‌گانیهای تازه‌ی نادر عبدالوند را در:و مجددا تازه‌ترین سه‌گانیهای الهه تاجیک‌زاده را بخوانید، در:


+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 12:16  توسط علیرضا فولادی  |